السيد الطباطبائي

88

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )

قانون را قاطبه حكما قبول دارند و مخالفين اين قانون دو دسته هستند يك دسته كسانى كه بنوعى قائل به صدفه و اتفاق مىباشند و خود قانون عليت و معلوليت را منكرند طرفدار اين نظريه چه در قديم و چه در جديد بسيار كم است اخيرا گروهى از علماء فيزيك در اثر يك قسمت مطالعاتى كه در عالم ذرات نموده‌اند و آزمايشهائى به عمل آورده‌اند به نتايجى رسيده‌اند كه از آن نتائج نفى جبر على و معلولى را استنباط نموده‌اند ولى حقيقت اينست كه اصل جبر على و معلولى خارج از حوزه فيزيك است نه با اصول فيزيكى اثبات شدنى است و نه ابطال شدنى معمولا استنباطاتى كه از طرف علماء فيزيك در اين زمينه ها مىشود يك نوع استنباطات نظرى و تعقلى است و چون اين استنباطات نظرى طبق اصول منطقى صورت نمىگيرد ارزشى ندارد و رابطه صحيح و معقولى بين آزمايشهاى محقق علمى و اين استنباطات نظرى وجود ندارد و ما در مقاله 9 يا مقاله 10 در اطراف اين موضوع مفصل بحث خواهيم كرد . دسته ديگر كه منكر قانون جبر على و معلولى مىباشند گروهى از متكلمين مىباشند اين گروه قانون عليت و معلوليت را انكار ندارند ولى اصل جبر على و معلولى را منكرند اين گروه از متكلمين بجاى قانون جبر على و معلولى به قانون ديگرى بنام قانون اولويت قائلند و بيانهاى مخصوصى براى اثبات مدعاى خويش دارند و حكماء و محققين متكلمين پاسخهاى مفيد و قانع كننده اى به آنان داده‌اند و چون بيان اين گروه حاوى مطلب مهمى نيست ما از شرح آن و شرح پاسخهائى كه بان داده شده صرف نظر مىكنيم آيا نيازمندى معلول به علت تنها در حدوث است يا هم در حدوث است و هم در بقاء براى آنكه اصل ضرورت نظام موجودات را درك كنيم ناچاريم يكى ديگر از مسائل مربوط به قانون علت و معلول را كه آن نيز از مقدمات اين اصل است طرح كنيم و آن اينست كه آيا تاثير علت در معلول و نيازمندى معلول به علت تنها در حدوث معلول است يا هم در حدوث است و هم در بقاء . معناى اين سؤال اينست كه آيا حادثه اى كه نبود و بوجود آمد و بعد براى مدتى كم يا زياد بوجود خود ادامه مىدهد تنها در لحظه اول كه نبود و پيدا شد نيازمند به علت است و اما بعد از آنكه بوجود آمد مستغنى از علت است يا آنكه معلول حدوثا و بقاء متكى به علت است و محال است كه چيزى وجود معلولى داشته باشد و بتواند لحظه اى بدون استناد به علت بوجود خويش